محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5372
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از بعضى روشهاى رشيد عباس گويد : رشيد تا وقتى از دنيا رفت هر روز يكصد ركعت نماز مىكرد مگر آنكه به بيمارىاى دچار بود . هر روز از مال خاص خويش يك هزار درم صدقه مىداد ، بجز زكات . وقتى به حج مىرفت يكصد تن از فقيهان و فرزندانشان با وى به حج مىرفتند و وقتى به حج نمىرفت سيصد كس را به حج مىفرستاد با خرجى كافى و لباس پر رونق . روشهاى منصور را مىجست و مىخواست از آن پيروى كند . بجز در بذل مال ، كه پيش از او خليفه اى ديده نشده بود كه بيشتر از وى بخشندهء مال باشد . پس از وى مامون نيز چنين بود . نيكى هيچكس را بىعوض نمىگذاشت و پاداش آن را از اولين وقت لزوم مؤخر نمىداشت . شعر و شاعران را دوست مىداشت . به اهل ادب و فقه متمايل بود . مشاجره در كار دين را خوش نداشت . مىگفت : « سودى ندارد و طبعا ثوابى ندارد . » ستايش را دوست داشت بخصوص از شاعرى گشاده زبان و آن را به بهاى گران مىخريد . ابن ابى حفصه گويد : مروان بن ابى حفصه به سال هشتاد و يكم به روز يكشنبه سه روز رفته از رمضان به نزد رشيد در آمد و شعر خويش را براى وى خواند كه ضمن آن گويد : « به وسيلهء هارون مرزها بسته شد « و به سبب وى امور مسلمانان استوار شد . ( 348 « پرچم وى پيوسته قرين ظفر است « و سپاهى دارد كه سپاهها از آن مىگريزد . « همه شاهان روم بناخواه « و از سر زبونى به دو باج دادهاند « هارون قلعهء صفصاف را ويران كرد